|
دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود تو در
کنار من بشینی؟..... محال بود هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
چشمان مهربان تو پاک و زلال بود پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری با تو
چقدر کوچه ی ما بی مثال بود نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود سیب درخت بی ثمر آرزوی من یک
عمر مانده بود ولی کال کال بود گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت گفتی
مجال نیست ولیکن مجال بود یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود سهم
من از عبور تو رنج و ملال بود چیزی شبیه جام بلور دلی غریب حالا
شکست وای صدای وصال بود شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود
** **
گفتی که به احترام دل، باران باش باران شدم و به روی گل باریدم گفتی که ببوس روی نیلوفر را از عشق تو گونه های او بوسیدم گفتی که برای باغ دل، پیچک باش بر یاسمن نگاه تو پیچیدم گفتی که برای لحظه ای دریا شو دریا شدم و ترا به ساحل دیدم گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش مجنون شدم و ز دوریت نالیدم گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز گل دادم و با ترنمت روییدم گفتی که بیا و از وفایت بگذر از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم گفتم که بهانه ات برایم کافیست معنای لطیف عشق را فهمیدم **رسپینا**
نه میشه باورت کنم نه میشه از تو رد بشم
|
About![]()
Home
|